برای من که همیشه مبتلات بودم

برای من که همیشه مبتلات بودم
حرف های دیشبِ تو تسکینه
مثل اونکه دکترا پسش زدن و
چاره ام مسکن و مورفینه

اونقدر پر از تناقضم و
پارادوکس از چشام میخونن
خنده‌ام پر از گلایه اِ وُ
شکل دلقکی که غمگینه


شاید از دریچه‌ای دیگه
بی‌تفاوتی کار ساده‌ای باشه
ولی این جور که پس زدی‌ام
برای من که خیلی سنگینه

دیگه از نو شروع نمی‌کنمت
حس خواستنت چقدر سخته
اونقدر سخت، که خاطره‌هات
مثل زخمی عمیق و چرکینه

خطری قریب و بالقوه م
انفجار بغض من حتمی‌ست
مثل سیگار روشن افتاده‌م
تو جهانی که پمپ بنزینه

هنوزم بوی تو میده دستام
هوای تو رو نفس میکشم
با همه تلخی و جدایی هاش
یادگار روزهای شیرینه

محمود گوهردهی بهروز