ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | ||||||
2 | 3 | 4 | 5 | 6 | 7 | 8 |
9 | 10 | 11 | 12 | 13 | 14 | 15 |
16 | 17 | 18 | 19 | 20 | 21 | 22 |
23 | 24 | 25 | 26 | 27 | 28 | 29 |
30 | 31 |
قهرمان دوی سرعت بودم
وقتی برگشتم
همه ی دونده ها
به آرزوهای من
رسیده بودند
من برده بودم که
ببازم
فرزانه کوتی
از دوری و اجبار از تنهایی ممتد
چیزی نگو بنَشین برایت چای آوردم
فرزانه کوتی
برای این که
بدون تو بتوانم...
باید
خودم را می بردم
به قبل از تو
نمی توانستم
دوباره بمیرم
فرزانه کوتی
برای این که
بدون تو بتوانم...
باید
خودم را می بردم
به قبل از تو
نمی توانستم
دوباره بمیرم
فرزانه کوتی
کاش آرامش چشمان مرا
می خواندی
تا تو را ، تا شب معراج نگاهم ببرم
فرزانه کوتی