ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | ||||||
2 | 3 | 4 | 5 | 6 | 7 | 8 |
9 | 10 | 11 | 12 | 13 | 14 | 15 |
16 | 17 | 18 | 19 | 20 | 21 | 22 |
23 | 24 | 25 | 26 | 27 | 28 | 29 |
30 | 31 |
خدا میخواست از اول
دستام پاهای من باشن
بگردم کل دنیا رو
کتاباشکل فردا شن
اگه انگشتهای من
میگیره دست خودکار و
داره چشمام میبینه
نوشتم بنده رویامو
فاضله هاشمی
من از چشم های تو
زندگی را برداشتم
زنده ماندن
کار دکتر هاست
فاضله هاشمی
به لب هایم
آموخته ام
مهربانی
از تو آغاز میشود
با هزار قصه
لبخندت
فاضله هاشمی
آنقدر در دل من جا داری
در نگاه عشق ماوا داری
فرهاد میگفت
قصه شیرین نیست
با قند تعریف کنید
فاضله هاشمی
حکایت میکند اقصی
داستانی سبز
زیتون را
صدای سنگ را
جهان شنیده است
آزادی
گام برمیدارد
به سوی تو
فاضله هاشمی غزل