ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | ||||||
2 | 3 | 4 | 5 | 6 | 7 | 8 |
9 | 10 | 11 | 12 | 13 | 14 | 15 |
16 | 17 | 18 | 19 | 20 | 21 | 22 |
23 | 24 | 25 | 26 | 27 | 28 | 29 |
30 | 31 |
تا دلم را گوشه چشمت تماشا کرده ام
عشق را در نرگس شهلای تو جا کرده ام
آن گل سرخی که روزی در پی اش بودم کنون
سرخی اش را روی لبهای تو پیدا کرده ام
در میان چاله های گونه ات من یوسفی
هدیه بر رخسار زیبای زلیخا کرده ام
غرقه موجی پر از احساسم و در ساحلت
چشمهای خیس خود را محو دریا کرده ام
من از آغاز طلوع عشقت ای زیباترین
خاطر آغوش خود را روی تو وا کرده ام
از همان آغاز لبخندت تو را لیلای من
میهمان خلوت مجنونِ لیلا کرده ام
توی ایوان نگاهت در میان این غزل
با سری بر شانه ات نقشی مهیا کرده ام
علی اصغر رضایی مقدم
هزار و یک ورق از قصه را به باد سپرد
در این میان وَرَقی مانده را به یاد سپرد
تمام حسرت بر باد رفته را یکجا
به دست مرگ نفسهای بامداد سپرد
نشان هستی من را ندید و آخر راه
به بی نشانی یک خاک بی نماد سپرد
به نغمه خوانی لبخند، زهرخندی زد
سپس به آهِ پر از لحظه های شاد سپرد
میان قصه ی بود و نبود، بود ولی
در این غزل همه ی بود را به باد سپرد
میان جاده، پی ردّی از غبار فراق
تمام ردّ سفر را به گردباد سپرد
علی اصغر رضایی مقدم