سالهاست منتظرم

سالهاست منتظرم
ماه بیایید پایین و دو فنجان چای
میهمان دل من باشد.
نفسی تازه کند ، چانه اش گرم شود ، سخن از عشق بگوید.
آری...
او همسایهٔ دیوار به دیوار دل مجنون هاست...
منتظر خواهم ماند .
یک به یک سر خواهد زد .
کم ستاره دورش نیست...
هر که باشد او ماه است.
علم هم معترف است...
دریا، شیفتهٔ ماه شده .
جذر و مد میگویند.
اما من میدانم دل دریا تنگ است.
راز ها خواهد گفت با هر جذر و هر مدش...

زینب صادقی