ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | ||||||
2 | 3 | 4 | 5 | 6 | 7 | 8 |
9 | 10 | 11 | 12 | 13 | 14 | 15 |
16 | 17 | 18 | 19 | 20 | 21 | 22 |
23 | 24 | 25 | 26 | 27 | 28 | 29 |
30 | 31 |
چو دل به صید نهادم
مسرور شدم به واپسین اشکهای
غلطان شده بر چهره اش
نقش بسته برتارک دیدگانش
غمزه به چهره
کمند بر گیسوان
ناز در کرشمه
صیاد را در دام صید فکند
چه غوغایی
چه شیدایی
چه پریشان مویی
صیاد رقصان
صید در بند دل
میچرخد و نوا سر میدهد
در بندم و شاد
که صیادم
و عاشق دل سپرده
می روم و می بویم و می گویم
این مسلخ من است
نه سر بر دار رسوا
می نهم پا در رکاب
تا هر کجا کشاند صیدم
خرسند و خندان
در این زمان
که صیاد , صید گشته
در این شکار
حسین رسومی
چه زیباست وزیدن باد پاییزی
برگها به رقص می آیند
درخت اقاقیا رقص کنان
ما را به پای کوبی دعوت میکند
زلف گیسوانش پریشان می شود
برگها نغمه کنان
آواز پرستوی مهاجر را می خوانند
آری چه زیباست
آشفتگی چهره شاد یارم
سرخی گونه هایش
سیاهی گیسوان یارم
روشنی چشمانش
من را به وجد می آورد.
وزیدن باد
آشفته بازاری می سازد
خروش موج دریا
پایکوبی خاک و خاشاک
ترانه خوانی خش خش برگها
همه فریاد
خواستن وصل یار را می زنند
حسین رسومی