ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | ||||||
2 | 3 | 4 | 5 | 6 | 7 | 8 |
9 | 10 | 11 | 12 | 13 | 14 | 15 |
16 | 17 | 18 | 19 | 20 | 21 | 22 |
23 | 24 | 25 | 26 | 27 | 28 | 29 |
30 | 31 |
رفت چشمانی
خیره به در ماند
نمیدانم چند فصل
را با رویایِ تو زندگی
کردم.
آگرین یوسفی
بهار استُ اُردیبهشتُ
بادِ لطیفی می وَزَد عطرِ
گلهآ خاطره یِ آغوشَت
را برآیم زمزمه میکند.
آگرین یوسفی
شعرهایم بی تو بارانیست
که از چشمانم بر رویِ کاغذ
نم نم می بارد.
آگرین یوسفی
کاش معجزه ای شود
بیایی در آغوشم
سرخیِ لبانت را ببوسَم
تا نقره باران شود
آسمانِ ابریِ شَبَم
آگرین یوسفی
آغوشم را گشودم
تا تورا در آغوش بگیرم
نمیدانستم باد پاییزی
مرا از خواب بیدار میکند.
آگرین یوسفی
آمدی خورشید رقصان شد
رفتی دستانم تنها
آسمان تیره و تار بارید
گریان شد.
آگرین یوسفی