من فکر میکنم آدم ها

من فکر میکنم آدم ها
به یکباره نمی میرند..
ما همچنانکه زندگی می‌کنیم
پازل مرگ را کنار هم می چینیم
مثلا خود من
امشب به انداره یک تکه ی پازل،
مُردم...
امشب که تو تا سر حد نفرت مرا آزردی

آساره نظری

بعد از تو من کوچ کردم

بعد از تو  من کوچ کردم
به سرزمینی دیگر
غم نبودنت را
با غم غربت شستم.
و دویدم
از تاریک روشن صبح
تا اولین ستاره ی شب
دویدم
تا کمتر به یاد بیاورم.
تا شاید زندگی
از گلویم
برود پایین...


آساره نظری