| ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
| 1 | 2 | 3 | ||||
| 4 | 5 | 6 | 7 | 8 | 9 | 10 |
| 11 | 12 | 13 | 14 | 15 | 16 | 17 |
| 18 | 19 | 20 | 21 | 22 | 23 | 24 |
| 25 | 26 | 27 | 28 | 29 | 30 |
صبح
از خوابِ واژههای تو میزاید
باد که میگذرد
برگی میخواند آواز تو را
چشمهایت آستانه یِ نورند
در کفِ هر نگاهت
گلآبیِ دیدار میشکفَد
برخیز
که دستهای من
سبزِ بیکرانِ رویشاند
تا تو را بنشانم
بر لبِ طلوع
ای آینه ی رؤیاها
من تشنه ی
جرعهای از نگاهِ افسونگرَت
دوستت دارم
گفتم و واژه
در هوای اتاق رقصید
مانند پرهای قو
مانند برگهای خیسِ شعر
تو خودْ غزلی
که با هر سطرت
آسمان به زمین نزدیکتر میشود
و من
پشتِ پنجرههای سپیدِ این شعر
مسخِ نگاهِ سبزَت میمانم
رودها از نوازشِ تو میسرایند
و جهان
تنها یک نیایش است
که بمانی
حسین گودرزی