به چنین سروده سعدی که بشرکجا توان رفت

به چنین سروده سعدی که بشرکجا توان رفت
به چنان مکان والا که به جز خدا نبیند

به شروط وشرطها گفت ،رسد آدمی به آن جا
نه که هربشر تواند ،رسد و‌ خدا ببیند

ز تن شریف گفت و ز روان نیک و طیرش
به خلاصه گفت، مخلص ز گل هدا بچیند

ز صعود گفت سعدی ز سقوط من بگویم
رسد آدمی به جایی که خودش *خدا * ببیند

رسد آدمی بجایی که وفا ببینند از او
و یکی چنان که در خود بجز از جفا نبیند

رسد آدمی به جایی که فدای خلق گردد
دگری به غارت خلق‌ و جز اغنیا نبیند

که بدیده گرگ وحشی بخورد ز نوع خورد را
رسد آدمی به جایی که چنین غذا ببیند

ثمر صعود، عشق است و سقوط، نفرت حاصل
که یکی، به جز خداوند و یکی خدا نبیند

محسن ستوده نیا کرانی

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد