زفقر ،،گرمیِ گرما و سردیِ سرما در حذر آید

زفقر ،،گرمیِ گرما و سردیِ سرما در حذر آید
ز ثروت،، گرما برتر و سرما دلپذیر، در نظر آید

این خیالاتیست با خود کردن در روزگار
دور ز تحقیق پی بهانه گردند و هِی ماندگار

فقر و ثروت نِی از بر وقت سردی و وقت گرمی
من و تو سازیم آنرا بر طَبع گرمی یا طبع سردی

همینست زندگی، یکی در اوج و یکی در موج
با تلاشی بیشتر، شاید برتر شوند بر این زوج

گر عشق باشد در حیات ، سرما و گرما دلپذیر
گر عشقی نباشد در میان، فقر وثروت رویا پذیر

بارها سخره گرفتن ز گفتار ریش سفیدان
با عشق سر وسامان یابد زندگی این وآن

در پی تجملاتی واهی بی وقفه راه افتادند
تا جایی ممکن دویدند و از نفس افتادند

به هم نرسیدند بر زندگی پُر ساز و آوازشان
گرمی و سردی زندگی دانستند ز اوضاعشان

حال مثل گُل در گِل مانده اند و سرگردان
فقر وثروت پیش کشند و نامردیِ این وآن

خدا رحمی کند بر افکار یک مَن غازشان
نه خیر دنیا ونه پُر پیمان نیکیِ اعمالشان

وقتِ رفتن که رِسد، ترسان و لرزان ز مُردن
خرده گیرند بر بزرگان وخطاها را شُمردن

گر گوش شنوا داشتند دیروز و امروز و فردا
پریشانی نبود و نمی‌گشتند پریروز و پس فردا

محمد هادی آبیوَر

نظرات 0 + ارسال نظر
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.