مثه فاصله ی، خورشید تا دریا..

مثه فاصله ی، خورشید تا دریا..
ازم دوره دلت، هزار تا دنیا...

شراره هااای اتیش داره عشقت
ولی میسوزم از سردی دستات...

چقدر تلخه پر از اشوب باشی...
میون جمع گرگا خوب باشی..

چه بی اندازه غم رو شونه هامه...
چه بغضی همدم شب گریه هامه..

کی میفهمه شکستن یه زن رو...
کی میدونه دوای درد من رو...

کجا پنهون شدن اون دلخوشی ها...؟
همون روزای خوب بچگی ها...؟

کجاس عروسک و لبخند زیباش..؟
چی شد اون تاج قرمز روی موهاش..‌؟

من از دنیای تو چیزی نمیخوام...
بجز یک عشق و یک، عاشقیِ ناب...

ولی الماسِ کوهِ نورِ این عشق...
که تا قله رسیدن شده یک خواب...


فرشته امامقلی

نظرات 0 + ارسال نظر
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.