شبانگاهانِ بی تو دوره گردم

شبانگاهانِ بی تو دوره گردم
تمامِ کوچه ها را دوره کردم...

دوباره خاطراتِ بی تو بودن
دوباره تازه شد زخمِ نبردم...

دوباره شمع و پروانه، فِسانه
دوباره آینه با آهِ سردم..‌.

خمارم نعشه‌ام مستم چه‌حالم
نه جانم بی‌تو تنها کوهِ دردم...

شب و روزم یکی‌شد ای دریغا
ببین بی‌تو به‌روزِ خود چه‌کردم...

نم باران ُو سیگار و دلی تنگ
تو رفتی من ولی باور نکردم...

ندارم روی برگشتی به خانه
دگر ای کاش بمیرم، برنگردم...

حسن کریم‌زاده اردکانی

نظرات 0 + ارسال نظر
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.