چه کسی می‌داند تو نگاهت به کجاست؟

چه کسی می‌داند
تو نگاهت به کجاست؟
تو درون تن دنیایی خود،
به چه می‌اندیشی؟
هر زمانی به دلت سنگ زدند،
تو چقدر شمع شدی؟
در فراسوی عدم‌های پر از حسرت و درد،
چه کسی می‌داند
سهم غم‌هایت چند؟
ساز عشقت که از جان تو بیرون آمد،
چه کسی بود و شنید؟
چه کسی گفت: چقدر زیبا است
هیچ‌کس هیچ نگفت
و تو ماندی و تنهایی خود،
تو چقدر تنهایی؟
چه کسی می‌داند...


نجوا خلفیان

نظرات 0 + ارسال نظر
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.