عمری به یاد چشم سیاهت گریستم

عمری به یاد چشم سیاهت گریستم
هستم،ولی بدون تو یک لحظه نیستم
گر نیستی کنار من ای ماه بی نشان
بی تو به یاد خاطره ات با تو زیستم

چون عطر گل که پر کشد از دامن نسیم
رفتی و بی تو مانده به جا یادگاریت
دل ماند و این سکوت سیاه خزان زده
خوش با طراوت سبز بهاریت


امشب دوباره پر شده از عطر سینه سرخ
پس کوچه های مضطرب انتظار من
آیا تو آمدی که قفس را شکسته است
در سینه پر شکسته دل بیقرار من

یک لحظه گوش کن بخدا گریه میکند
این ناودان کوچه هم امشب به حال من
بازآ که بی‌تو بگذرد اما چگونه آه.....
یک لحظه ماه گشته و یک روز سال من

کبری اسدی نیازی

نظرات 0 + ارسال نظر
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.