ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | ||||||
2 | 3 | 4 | 5 | 6 | 7 | 8 |
9 | 10 | 11 | 12 | 13 | 14 | 15 |
16 | 17 | 18 | 19 | 20 | 21 | 22 |
23 | 24 | 25 | 26 | 27 | 28 | 29 |
30 | 31 |
دردی می شود ،سبز
فوران باورهایم ، در فرود های نگاهت
بی هیچ پرده ای ،ساز می شوم
محفل ،مزخرف زندگی را ...
و الفبای شعرهایم را آروغ می زنم
در تمثیل ، تقارن و تضاد
در جدال پر همهه ذهنم
آرام در تنم جای می گیرم
(و)شانه هایم که می لرزد
رسوخ می کند در دهلیزهایم
هنوزهای ، نشکفته ،گلایه های نرسته
اما باز غرور تو کال می روید
دلتنگی این باغ را ...
رویشی دیگر در من
در جریان است ...
اقبال طاهری