درخت کوچک آلوی من غصه نخور

درخت کوچک آلوی من
غصه نخور

وقتی فصل بهار بیاید
تو دوباره به بار می نشینی
و گنجشک ها
بازهم لابه لای شاخه هایت لانه می سازند
اما
بهار به جای فصل
برای من نام جاییست
که در کودکی
تو را در حیاط خانه ی مادربزرگ
با آب پاش قرمز رنگم
آبیاری کرده ام


بهارِ من
مصادف روزی ست که پدر
برای من و فریبا
رویاهای صورتی خرید
تا گل های پیراهن مادر را
غرق عطر شب بوها کند


اگر من بتوانم
بر امتداد شاخه های آبی تو
به اهتزاز در بیایم
دوباره
به خانه ی خالی ما بهار خواهد آمد
درخت کوچک‌ آلوی من

سمیه عادلی

نظرات 0 + ارسال نظر
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.