گر نازنین از بخت خود باما سخنرانی کند

گر نازنین از بخت خود باما سخنرانی کند
با چشم خود میخانه را در شب چراغانی کند

بدحسرتی درقلب من آمدکه ای کاش این سحر
چون بلبلی با بلبلان با ما غزلخوانی کند

بد کرده ای با قلب من در انتظارم تا شبی
از کرده اش با قلب من در دل پشیمانی کند

نسرین وسوسن لاله و نرگس بدین زلف ورخت
گلها نهان در صورتت دل را گلستانی کند

گُم گشته آن طرّار شب با پیچ و خم در موی تو
از تاب گیسویت وفا شبها نگهبانی کند


امیر حسام دیناری

نظرات 0 + ارسال نظر
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.