رهگذران شب

رهگذران شب

پشت ابرهای فراموشی

در بی کسی مغموم ساعتها

با لبخندهای نهفته

در رویاهای شبانه اند

نگاه کن ،

قله های ماه دور نیست

اگر بذر مهتاب

در گذرهای تاریک بروید

و جوانه های لبخند

سر فصل هزار ترانه ی شکفتن

روزنه های نور

تپشهای عاطفه اند

که به آغوش می کشند

پروانه ی رویا را

و جامه ی نشاط بر تن شهر

تا قطره های خواب

سر بر بالین آرامش بگذارند

زهرا یوسفی

نظرات 0 + ارسال نظر
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.