ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | ||||||
2 | 3 | 4 | 5 | 6 | 7 | 8 |
9 | 10 | 11 | 12 | 13 | 14 | 15 |
16 | 17 | 18 | 19 | 20 | 21 | 22 |
23 | 24 | 25 | 26 | 27 | 28 | 29 |
30 | 31 |
نظر به سویی دارم دور
منتظر میمانم به اندک سوسوی چراغی
شاید همین فردا بیاید
مرا ز غم رهایی دهد
نقاب غم روزگار
ز رخ سرخم بردارد
لبخندی هر چند کوتاه
به شکفتن غنچه گل بزنم
کاش در باغچه ها
در کنار گل رز
خاری از غم و اندوهی نرویئد
ناشادم از تکرر تنهایی
ساز و دف و آواز نی
خبر از رویای غم دارد
دلشادم ، پس تبسمی میکنم
که بگویند ، او رسیده بر بالینم
هر چند او را حس نمیکنم
انگار آمده از ره دراز
پای کوبان
جرس بردارید
یار ز پنهان
نهان آمده
باغ و گلشن شکوفه داده
به یمن قدومش
من ز کرم دوست
خرسندم به نیم نگاهی
از لطف روزگار
آمده به پایان این فصل
حسین رسومی