ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | ||||||
2 | 3 | 4 | 5 | 6 | 7 | 8 |
9 | 10 | 11 | 12 | 13 | 14 | 15 |
16 | 17 | 18 | 19 | 20 | 21 | 22 |
23 | 24 | 25 | 26 | 27 | 28 | 29 |
30 | 31 |
نباشد چاره ای در عشق غیر از انتظار , آری
ندارد راه بی پایان آن غیر غبار, آری
بیابان تا بیابان در پی معشوق باید رفت
نمی ماند به دلها یک دم آرام و قرار, آری
خزان و سوز سرمای زمستان رخت می بندد
دلت را گرم کن با یاد گلهای بهار, آری
می آید آن که باید چشم در راهش بمانی تو
اگر باشی به راه عشق چون کوه استوار, آری
اگر چه ظلم گسترده است در عالم سیاهی را
جهان را سبز خواهد کرد روزی تک سوار, آری
(دراین حضرت چو مشتاقان نیاز آرند,ناز آرند)
به پای عشق باید جان کنی هر دم نثار, آری
دل من می تپد هر ثانیه در حسرت دیدار
نباشد چاره ای در عشق غیر از انتظار , آری
شهرام_آذین