ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | ||||||
2 | 3 | 4 | 5 | 6 | 7 | 8 |
9 | 10 | 11 | 12 | 13 | 14 | 15 |
16 | 17 | 18 | 19 | 20 | 21 | 22 |
23 | 24 | 25 | 26 | 27 | 28 | 29 |
30 | 31 |
گفته شاعر
پشت دریاها شهری است
پر از آرامش
و من به جستجوی دیار کتابها
در قایق شعرهای سهراب
پارو میزنم
از چینهای پیشانی در جوانی و
بخار آه کشیدنهای فصل بهارم
پیداست
مدتها شادی را ندیدهام
باید بگریزم از امروز سوخته و
در دریای فردا
کابوسهای سیاه را غرق کنم
و با رؤیا
بروم به آنجا
شب رو به پایان است
دیگر خستهام از ساحل سنگی و
بوی نای آدمها و
مرثیه زندگیهای مرده
اینجا آدمهایش
آب شور به هم تعارف میکنند
وقت آنست تصفیه کرد نگاهها را و
بجای پوشیدن رنگ سیاه
و بالابردن دیوارها
پنجرههای سبز زندگی را باز کنیم.
عبدالله خسروی