شده که نسخه‌ی درمانِ تو پاییز شود؟

شده که نسخه‌ی درمانِ تو پاییز شود؟
زرد و نارنجی و قرمز به تو تجویز شود؟

سیب بر روی لبت می‌رسد امّا دانی...
قُرصِ درمانِ تو صد دانه‌ی خون‌ریز شود؟

بم و کرمان و دلت یزد کویری باشد...
قلبت امّا به یک آن ساکن تبریز شود؟

دو رِ می فایِ قدم‌های تو اعجاز کند...
خش خش برگ نوایی طرب‌انگیز شود؟

پُشت یک پنجره بنشینی و باران بزند...
پیک‌ات از چِک چِکِ نابش پُرو لبریز شود؟


تو دمی خاطره‌بازی بکنی با جرو جر...
ابرو بارانِ غم‌انگیز دلاویز شود؟

بروی کافه‌ و تنها بنشینی امّا...
عشق از راه رسد مهر دل‌انگیز شود؟

اَبر بالایِ سَرت نقش ببندد, بپرد...
ناگهان بوسه به لب‌های تو واریز شود؟

لَبِ فنجان, لَبِ فنجان, لَبِ فنجان و لَبَش...
لَبَش آرایه‌ی تکرار و شِکَرریز شود؟

حُسنِ یوسف که زُلیخا به عمل آوردست...
غُنچه‌‌اش مست و شُکوفا شُده گُلریز شود؟


مجد پاییز برقص آمده با این غزل‌ت
شده ارشاد بگوید به تو پرهیز شود؟

علی‌اکبر مجدراد

نظرات 0 + ارسال نظر
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.