ای عشق! قلبم در نبودت دائما می‌سوخت

تقدیر عشقت چشم‌هایم را حزین می‌خواست
چون حلقه‌ی دلدادگی را بی نگین می‌خواست

با یاد چشمت غرق حسرت می‌شدم دائم
چشمان زیبایت مرا غمگین‌ترین می‌خواست

ای عشق! قلبم در نبودت دائما می‌سوخت
آخر چرا عشقت دلم را اینچنین می‌خواست

دیوانه بودم بی تو در شب‌های تنهایی
دنیا مرا با درد دلتنگی عجین می‌خواست

ای کاش تقدیری که این دلدادگی‌ها داشت
با قلب ویرانم دلت را همنشین می‌خواست


مهدی ملکی

نظرات 0 + ارسال نظر
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.