کش مو باز شد و سلسله انداخته ای/

کش مو باز شد و سلسله انداخته ای/
به گسل های دلم زلزله انداخته ای/

زیر آوار پریشان تو مدفون شده ام/
به خرابیم ولی هلهله انداخته ای/

بین انبوهی این زلف پریشان چه کنم/
باز بین من و خود فاصله انداخته ای/

کار برداری آوار شروع چون بشود/
میشود دید ز من شاکله انداخته ای/

جز خسارت که به معماری شهرم زده ای/
دل آرام مرا ولوله انداخته ای/

بوسه ای ده تو که جبران خسارت بشود/
آخر ای ماه تو خود غائله انداخته ای/


بوسه بر من بده آرام کن این شعر مرا/
فرض کن شاهی و بر من صله انداخته ای

احسان فلاح رمضانی

نظرات 0 + ارسال نظر
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.