مهربان و دهشتناک
سیمای عشق
شبی ظاهر شد
بعد بلندای یک روز بلند
گویا کمانگیری بود
با کمانش
و یا نوازنده‌ای
با چنگش
دیگر نمی‌دانم
هیچ دیگر نمی‌دانم
تنها می‌دانم بر من زخم زده
بر قلبم
شاید با تیری
شاید به ترانه‌ای
و تا ابد می‌سوزد
این زخم عشق
چه می‌سوزد!


ژاک پره‌ ور

نظرات 0 + ارسال نظر
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.