ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | ||||||
2 | 3 | 4 | 5 | 6 | 7 | 8 |
9 | 10 | 11 | 12 | 13 | 14 | 15 |
16 | 17 | 18 | 19 | 20 | 21 | 22 |
23 | 24 | 25 | 26 | 27 | 28 | 29 |
30 | 31 |
پاییز جان! چه شوم، چه ترسناک
اینک، بر این کناره دشت، اینک
این کوره راه ساکت بی رهرو
آنک، بر ان کمرکش کوه، آنک
ان کوچه باغ خلوت و خاموشت
از یاد روزگار فراموشت
پاییز جان! چه سرد، چه درد آلود
چون من تو نیز تنها ماندستی
ای فصل فصلهای نگارینم
سرد سکوت خودرا بسراییم
پاییزم! ای قناری غمگینم
مهدی اخوان ثالث
کوچه با تو جور دیگر خود نمایی می کند
بوی عطرت بر دل و جان چه خدایی می کند
رد و پایت مانده جاری در مسیر ابرها
حال خوب فصل باران را گواهی می کند
رخ نما زیبای من درد هجران کاری است
دل نبیند روی ماهت فکر واهی می کند
مثل باران دل به دریا می زند گاهی ببین
طعم شیرین نگاهت را گدایی می کند
می نشیند چون پرستو بر بلندای درخت
شور ماندن شعر رفتن را نهایی می کند
برگ برگ هر درختی را به تمثال خیال
سبز و زیبا زرد و قرمز را فدایی می کند
خش خش هر برگ زیبا زیر پای عابران
در خزانی زرد و سرد است که جدایی می کند
اصغر بارانی زاده