در این بازارِ بی‌رحمی، وفا چون بوی گل بگذشت

به هر کس گر دهی نیکی، رسد آزار بر جانت
که هر گلبرگِ زیبایی، نهان دارد پریشانت
مزن فریاد بر لب‌ها، که رسمِ عهدِ این دنیاست
سزد گر دشمنان بینی، ز خوانِ مهربانت
مکن بر دردِ دل فخری، که این بازیِ زمانه‌ست
که نیش آید ز لبخندی، که خود دادی به جانت
در این بازارِ بی‌رحمی، وفا چون بوی گل بگذشت
به هر کس مهربان‌تر باشی، آید تیرِ پنهانت
در این دنیا اگر خوبی، ز خود بینی پریشانت
ولی خوبی بمان ای دل، که زیبایی‌ست نشانت
نبندد چشمِ حق بر درد، نمی‌ماند جفا باقی
خدا داند، خدا بیند، خدا مرهم به جانت


الینا سادات شریعتی

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد