بی تو چگونه سر کُنم ، با دِلِ بی قرار من

بی تو چگونه سر کُنم ، با دِلِ بی قرار من گو چه کنم ز غصّ ات ، رفته ای از کنار من
منکه ندارم ای صنم،جزتوکسی دراین جهان از همه دل بُریده ام ، بهر تو ای نگار من
چون توگلی کجا بُوَد ، درهمه عالم ای صنم بهر دلم تو بوده ای ، تک گُلِ گلعذار من
دردِلِ هر شبی منم ، ناله کنان چو مرغ شب بی تو نمی شود سحر ، ای مَهِ شامِ تار من
گر چه نگه نمی کنی ، بر دِلِ من تو یک نظر دل به تو بسته ام فقط ، دلبَرِ با وقار من
من که بجز وفا صنم ، بر تو جفا نکرده ام کی تو وفا نموده ای ، با دِلِ غصّه دار من
گر چه جفا نموده ای ، با دِلِ من تو بی وفا از تو جدا نمی شَوَد ، این دِلِ غمگسار من
گر زَ(خزان)بُریده ای ، آن دِلِ همچوسنگ را گو چه کنم در این جهان ، باغَمِ بی شمارِمن
علی اصغر تقی پور تمیجانی

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد