ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | ||||||
2 | 3 | 4 | 5 | 6 | 7 | 8 |
9 | 10 | 11 | 12 | 13 | 14 | 15 |
16 | 17 | 18 | 19 | 20 | 21 | 22 |
23 | 24 | 25 | 26 | 27 | 28 | 29 |
30 | 31 |
من به چشم خود دیدم
که آهویی از این دشت به بی راهی رمید
بی پناه بود
زیر لب میگفت
الهی نفسی بیشتر آرزویی در من دمید
فرزندی در انتظار دارم و امیدی
نگفتی از تو حرکت از من برکت؟
چطور پس بریدی؟
آنچنان من دویدم
که هرگز نرسیدم
از نبرد تو
خشمگین م
بسیارانی
فرزند زنده ماند و بی پناه
منم آهویی همیشه رمیده و آهوان چشم در راه
میبینم،میبینم
هیچکس هنوز به مقصدش نرسید
و شکار پشت شکار
میشویم طعمه ی شغال و کفتار
نه به پایان رسیدیم
و نه به قله ای که پایانش فرار بود و این قرار؟
حاتم محمدی