عاجـز مانده نقاشی ناتمام من

عاجـز مانده نقاشی ناتمام من

رنگ های آغشـته
آشفـته ...
درتکاپوی درخشیدن ترنمی

آه کپک می زند روزمرگی
در لابه لای دلتنگی هایم

بغـض سرکوب شـده
وآونگ بی قـرار ساعتی
که تو را بانگ می زند

برمن بـوَز
در سرزمین سراسر برهـوت

بنـگر
چه غریبـانه در گورسـتان لحظه ها
دفـن می شوم .

افسر قاسمی عالم

نظرات 0 + ارسال نظر
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.