در آن سوز دستانِ بی پناهِ من

در آن سوز
دستانِ بی پناهِ من
گرمایِ محبتِ تو را می‌جست ،
اینک که دستم گرم فشردست مرگ
میروم
تا کم شود باری
از رویِ دوشِ دل....


مسلم اکبری ازندریانی

نظرات 0 + ارسال نظر
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.