ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | ||||||
2 | 3 | 4 | 5 | 6 | 7 | 8 |
9 | 10 | 11 | 12 | 13 | 14 | 15 |
16 | 17 | 18 | 19 | 20 | 21 | 22 |
23 | 24 | 25 | 26 | 27 | 28 | 29 |
30 | 31 |
میخوانم و میدانی بیمارم و بیداری
بیزار و پریشانی حالم تو که میدانی
در جشن عروسک ها رقصیدم و خندیدم
غمگین و هراسانی حالم تو که میدانی
با مرگ کبوتر ها پرواز کنم شاید
در راه خراسانی حالم تو که میدانی
با ریزش قبرستان روحم به قفس برگشت
در حمد خدایانی حالم تو که میدانی
بیچاره همان گوشی کز صحبت من پر شد
ای مردک سیمانی حالم تو که میدانی
ساغر که رسد ساقی خالی بنما بطری
اغوش فراونی حالم تو که میدانی
< تا عهد تو در بستم عهد همه بشکستم >
گویی که پشیمانی حالم تو که میدانی
امد به سخن جانم: عاشق نشدی برگرد
بشکستم و پیمانی حالم تو که میدانی
< خواهی نشوی رسوا همرنگ جماعت شو >
میخوانم و میخوانی حالم تو که میدانی
حالم به چه می ماند اخر نتوان گویی
میدانم و میمانی حالم تو که میدانی
رزوان به کجا رفتی خواند چو کسی شعرت
شاید که غزل خوانی حالم تو که میدانی
مهدی صداقتی