ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | ||||||
2 | 3 | 4 | 5 | 6 | 7 | 8 |
9 | 10 | 11 | 12 | 13 | 14 | 15 |
16 | 17 | 18 | 19 | 20 | 21 | 22 |
23 | 24 | 25 | 26 | 27 | 28 | 29 |
30 | 31 |
هر سحر باد صبا از چمنم می گذرد
بوی آن مونس جان از وطنم می گذرد
گر شبی با تو مرا وعده ی دیدار بُود
شعر و آواز و غزل از سخنم می گذرد
حرف دل از لبِ خاموش چو پرواز کند
می نشیند دل و این بار غمم می گذرد
انتظاری که تو داری غمِ دل گفتنِ من
با تو آرامم غم دل گفتنم می گذرد
روح تا در بدنم هست همین منزلِ غم
زندگی می کنم و جان ز تنم می گذرد
وعده دادی تو اگر باد خزان زود بیا
وقت گل چیدنِ از نسترنم می گذرد
مرده خواهی تو اگر بازی ایّام چنین
زنده ام عشق تو گر, از کفنم می گذرد
چاره از مهر و وفا جویم و افسوس تو را
نیست بویی ز وفا درد مَنم می گذرد
سجاد حقیقی