ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | ||||||
2 | 3 | 4 | 5 | 6 | 7 | 8 |
9 | 10 | 11 | 12 | 13 | 14 | 15 |
16 | 17 | 18 | 19 | 20 | 21 | 22 |
23 | 24 | 25 | 26 | 27 | 28 | 29 |
30 | 31 |
موج گیسویت شکست آن کشتی حیرانیم
در دل طوفان امان از این دل طوفانیم
خواب مژگانت پریشان می کند حال مرا
از ازل با غم سروده ساز غم فال مرا
رنگ چشمانت قرارم می برد در چنگ خویش
هر زمان از دل سپاهی می برد در جنگ خویش
تا که سیمای تو دیدم بی سر وسامان شدم
در خودم پیدا شدم از عالمی پنهان شدم
ای که در من زنده و زاده مرا در عالمی
ای که زخمم می زنی و هر زمانم مرهمی
جلوه دیدار تو سوزد مرا در نور خود
رنگ رخسارت عیان در چهره مستور خود
داغ بلبل به دلم بود وسرم گرم خزان
غنچه شد بار دگر گل به چمنزار جهان
هومن ایران زاده