تسبیح تو گوییم که گویا وخموشی

تسبیح تو گوییم که گویا وخموشی

سرمست تو هستیم که هشیار و به هوشی

ما نقش ونگاریم و جهان پرده ی منقوش

تو پرده بسازی و بخوانی و بپوشی

دانای سبب سازی و بینای سبب سوز

یعنی که تویی علت هر جوش و خروشی

مسکین نرود از در و درگاه تو نومید

شاهی , به گدایان نکنی فخر فروشی

لاقید اگر از جام تو نوشد همه ی عمر

بر جان بخرد عاشقی و خانه بدوشی

سرگشته ی خود را ره ابرار نمایی

دیوانه ی خود را خُم اسرار بنوشی .


اسد زارعی

نظرات 0 + ارسال نظر
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.