فرصتی نیست پیراهنت را تا صبح خشک کنی

فرصتی نیست
پیراهنت را تا صبح خشک کنی
ابری را از ذهن گلدانی عبور
ودر سینه کش دیوار
تراژدی آلوده ی شب باشی
با این همه خیابانهای مریض
نیاز دارم، تا حرام نشدیم
کسی، سرمان را جای امنی بگذارد

مریم_نوروزی

نظرات 0 + ارسال نظر
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.