دوستش می‌دارم

دوستش می‌دارم
چرا که می‌شناسمش
به دوستی‌ و یگانگی‌...
هنگامی‌ که دستان مهربانش را
به دست می‌گیرم
تنهایی‌ غم‌انگیزش را در می‌یابم...
اندوهش
غروبی‌ دلگیر است، در غُربت و تنهایی‌
همچنان که شادی‌اش
طلوعِ همه‌ی‌ آفتاب‌هاست...

احمد شاملو

نظرات 0 + ارسال نظر
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.