باید ایستاد

باید ایستاد
در برابرِ بادهای دروغ
که از هر سو می‌ وزند
و برگ‌های خشک را
به جای شکوفه
بر شاخسارِ پندار می‌ نشانند.

باید ایستاد
حتا اگر قامتت
تنها باشد
در برابرِ جنگلِ تاریکِ فریب.

آنان
با نقابِ تقدس
در قابهای طلایی
خورشید را پنهان می‌ کنند
و بجای آن
شمعی کم‌ جان می افروزند.

کلامشان
همچون عسل
در گلو می‌ چسبد
و وعده‌ هایشان
قفسی است برای پرواز .

از آنان بگریز
آنگاه که زنجیرِ سردِ واژه‌های آسمانی
بر ذهن های جستجوگر
می‌ پیچد.

از آنان بگریز
آنگاه که دعا
دامی می‌ شود
برای پرنده‌ ی آزادی.

با نگاهی دوخته به افق
در انتظارِ سپیده
بایست
و قدم‌هایت را
بر قلبِ زمین حک کن
تا تپشِ آتشِ عدالت را
در جانِ این خاکِ سرد
و
رویشِ جوانه‌های حقیقت را
بر ویرانه‌های دروغ
ببینی.

پروانه دلداده

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد