| ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
| 1 | ||||||
| 2 | 3 | 4 | 5 | 6 | 7 | 8 |
| 9 | 10 | 11 | 12 | 13 | 14 | 15 |
| 16 | 17 | 18 | 19 | 20 | 21 | 22 |
| 23 | 24 | 25 | 26 | 27 | 28 | 29 |
کرده ای ابرو سیاه و مو بلند
گشته ای در عاشقی همچون برند
قلب من بازیچه ی چشمان تست
باشکوهی ،استوار و سربلند
من غزلساز نگاه عاشقم
دلبری کن ،بر من شیدا ،بخند
گشته ام صید دو چشم ساحرت
کن جدا از دست و پای من ، کمند
می کنم از دل ، دعایت تا سحر
تا رها گردی ز طوفان ، از گزند
من طلب کردم کمک از چشم تو
چشم جا دو یت مرا از پا فکند
ما نده ام با خاطرات عشق تو
جلوه ای کن ،در به روی من مبند
سر خوش از آزار من گو تا بکی
بی تو مانم جان من ، من تا به چند
میکنم سر با خیال هر شبت
می دهم بر این دل وا مانده پند
می نهم سر بر سر بالین خود
تا بیاید اشک چشمم بلکه بند
تا ابد هرگز نگردد شعله سرد
آن تنور ((شعله سوزان )) عاشقانند
نادر خدابنده لویی