| ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
| 1 | ||||||
| 2 | 3 | 4 | 5 | 6 | 7 | 8 |
| 9 | 10 | 11 | 12 | 13 | 14 | 15 |
| 16 | 17 | 18 | 19 | 20 | 21 | 22 |
| 23 | 24 | 25 | 26 | 27 | 28 | 29 |
در آشکارای پنهانِ اکنونِ بیکران
تشنهترینم …
چشمانم را به سمت نگاه شفقت تو گشودهام
و در حوالی انگورهای مستی
پیاله ی شهود را به عطر صدایت آغشتهام.
آرام دل.......
دوستت دارم هایم
چنان محجوب و سر بزیر
چون بوسه های بیقراری بر منحنیهای تنت نَشیمن خواهد
شهد دلنشین باش و در شعرم چون شبنم شوق شفا بخش
گل وجودم.....
وقتی شدم و آمدی
در حاله ای از ابدیت
در آننخستین
یعنی دم آغاز
وقتی تورا در روحم دمیدند
به آرامش رسیدم در دل تقدیر
میدانی؟
هرم تن و تاک اندامت
ریتمِ مستی و وتکای سکر آور این نجواست
گوش دل میخوانَدَت
در این رویای همیشگیی ممنوعه
الهامبخش این همه جسارت
بدان
از گذشته ی نرسیدن تا آینده ی دوری
تشنهام…
حالرا به عطر صدایت پیوستهام.
دوستت دارم آشکارا
چون شهود در شراب
در این سفر
که نامش«عشق» است
و شعر من و تو در آن جاودان
حسین گودرزی