گاه آرزویم....

گاه آرزویم....
گم شدن است
رد شدن است فاصله گرفتن
گاه یادم از فراموشی زیباست
می‌خواهم
یادم
از نگاه‌ها
نامم
از آرزوها گم شود
و
رد شوم
و فاصله بگیرم
دور شوم آنقدر
که فقط من باشم
شعاع سوزناک من باشد
می‌دانم می‌سوزد
دوست دارم
اگر هم فراموش می‌شوم
در شعاع نور فراموش شوم
و
بانور دور شوم


کیوان رئیسی پور

ای صبح

ای صبح
ای مهربان نسیم آواز خداوند
ای بیدار باش هر زیبایی
و ای جریان
بایدها
شورها
حضورها
و نغمه هایی برای بودن
و زیبا شدن
بهتر شدن
ای انحطات افکار من در نگاهت
و ای شروع در وجودت
چه میخواهی ؟
بگو؟
بگو تا من هم صدایت کنم.
نگاه تنها کافی نیست
.

کیوان رئیسی پور