ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | ||||||
2 | 3 | 4 | 5 | 6 | 7 | 8 |
9 | 10 | 11 | 12 | 13 | 14 | 15 |
16 | 17 | 18 | 19 | 20 | 21 | 22 |
23 | 24 | 25 | 26 | 27 | 28 | 29 |
30 | 31 |
عزیز دلم . . . !
با نگاهت مرا بدوز به هرجا که دلت میخواهد
بدوز به زندگی . .
به مرگ،
به عشق،
به هرچه دوست داری.
در برابر نگاهت،
من ابر میشوم،
دود میشوم،
که بتوانی مثل باد بازیام بدهی...
#عباس_معروفی
انتظار که چیز بدی نیست ،
روزنه امیدی ست در ناامیدی مطلق
من انتظار را
از خبر بد بیشتر دوست دارم ...
.
.
.
عباس معروفی
دلم میخواهد ماه من و تو همیشه پشت ابر بماند!
و هیچکس از عشق ما باخبر نشود.
.. آدمها حسودند... زمانه بخیل است
و دنیا عاشقکُش است...
#عباس_معروفی
همراهت می آیم تا آخر راه
و هیچ نمی پرسم هرگز
با تو اول کجاست؟
با تو آخر کجاست؟
زن ها همیشه مادرند و مردها بچه...
مثلا فرهاد، مجنون، پادشاه، شاعر، من، هرکس که باشد همیشه دلش می خواهد یک زن در زندگیش باشد
که مدام بهش رسیدگی کند و مراقبش باشد.
می گویند پشت سر هر مرد بزرگی یک زن ایستاده، اما پشت سر هیچ زنی، هرگز مردی نیست.
سال بلوا | عباس معروفی
گفته بودم ؟
همه رنگی به تو می آید
و وقتی میروی دنیای من
سراسر بی رنگ میشود.
عباس معروفی
آن که رفتنی ست به هیچ قیمتی نمیماند !
نمیتوانی به چهارمیخش بکشی بگذار برود اصرار نکن ،
پیش از آن که غرورت را به باد بدهی از
فکرت بیرونش بینداز ...
شعرهای من چشم دارند
حتا چشم های شعرم را
که می بندم
تو بر کلماتم راه می افتی
و می رقصی.
خواب هم که باشم
صدای تق تق کفش هات
در سرسرای خوابم می پیچد...
کور که نیستم
گل قشنگم!
آمدنت را تماشا می کنم
و این لبخند برای توست.
...
بیا
سراسیمه بیا.
"عباس معروفی"
همین دستهای توست
که وجود تنم را شهادت میدهد
عشق من!
گفته بودم بدون دستهات
نیست میشوم؟
نگاهم کن...
"عباس معروفی"