از چراغانیِ چشمانِ تو من جان دارم

از چراغانیِ چشمانِ تو من جان دارم
بی‌ تو یک نسبتِ نزدیک به باران دارم

روشنم از تو و آن مُنحنیِ لب هایت
من به لبخند پُر از صبحِ تو، ایمان دارم

معصومه_صابر،،

تو، از نقش چین آسمان آمده ای!

تو،
از نقش چین آسمان آمده ای!
آفتاب نگاهت،
روشنایی بخشیده چشمانم را
عطر گلی،
روی دامن صبح می روید
و عشق،
در حصار پنجره، لبخند می زند!
تو از زبان مهربانی
بوسه می گیری!
و روز در جریان نگاهت
اتفاق خواهد افتاد ...


#عرفان_یزدانی

‌‌‌‌‌دلم کلبه‌ای میخواهد میان برف‌ها

‌‌‌‌‌دلم کلبه‌ای میخواهد
میان برف‌ها
و در کوهستانی که جز تو
هیچکس آنجا نباشد

هر صبح بیدار شوم
ذوق کنم که برف باریده
که هوا سردتر شده
و تو با چشمانی خمار
در آغوش داغت پناهم دهی!

#نرگس_صرافیان_طوفان

صبح را با دیر بیدار شدن کوتاه نکنید؛

صبح را با دیر بیدار شدن کوتاه نکنید؛
به ‌صبح مانند پنجمین عنصر حیات بنگرید
که قدری نیز مقدس است...

شام بودیم

شام بودیم

ز "خورشید" جهان

" صبح '' شدیم...

#مولانا

بی خیال

بی خیال
مشغول قتل عام روزهای زندگیمان هستیم .

بیا دوباره متولد شویم
و اشتباهات قبل مان را تکرار نکنیم.
بیا دوباره متولد شویم
همین فردا صبح...
فردا که خورشید درآمد
آپدیت ورژن جدیدمان را
به جهان عرضه کنیم .
چرا که نشود ؟
همین فردا صبح...

گاهی دلم میخواهد

گاهی دلم میخواهد
یک صبح
میان حرف های روزمره ی این
دنیای مجازی
یک نفر بیاید و با لبخند
بگوید : درد و بلایت به جانم ، غُصه چرا ؟!
باور نمیکنید اما
همین یک جمله
کافیست برای بخیر شدن تمام
صبح های زندگی ام

حتی اگر او را نشناسم
حتی اگر مرا نشناسد ...

#مسلم_رحیمی

اگر همه آدمها یک نفر را داشتند

اگر همه آدمها
یک نفر را داشتند
که شب ها در آغوشش
به خواب می رفتند ...
بدون شک
صبح که می شد

تمام جهان خواب می ماند ...!

#فرشته_رضایی

اُمید وصل تو

اُمید وصل تو
جانم به رقص می‌آرد
چو باد صُبح که
در گردش آورد ریحان...

صبح بهانه ای شد.

صبح بهانه ای شد.
برای تکرار دوست داشتنت...
و من امروز
تو را بیشتر از ،
هرلحظه ای دوست خواهم داشت
حتی بیشتر از چند لحظه قبل تر،
که قلم نوشت...