ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | ||||||
2 | 3 | 4 | 5 | 6 | 7 | 8 |
9 | 10 | 11 | 12 | 13 | 14 | 15 |
16 | 17 | 18 | 19 | 20 | 21 | 22 |
23 | 24 | 25 | 26 | 27 | 28 | 29 |
30 | 31 |
قطار دور می شود
ایستگاه دورتر
من می روم یا تو،مهم نیست
مهم قطار است که دور می شود!!
"رضاکاظمی"
پروانه نیستم اما
سالهاست دور خودم می چرخم و
می سوزم،رفتن ت در من
شمعی روشن کرده است انگار
"رضا کاظمی"
شب ها کمی بخواب تصدقت
این طور که چشم هات
کاسه ی خون است
آسمانم را هرصبح
غروب می کنی
"رضاکاظمی"
فلسفه نباف شاعر!
چه ممکن، چه محال
چه جبر، چه اختیار
چه هر کوفت دیگری ...
او
رفته است دیگر!
"رضاکاظمی"
وقتی من از چشم تو می افتد
پرنده از چشم آسمان
و برگ از چشم درخت
پاییز ، آغاز می شود!
"رضاکاظمی"
چه فرق می کند زمین
گرد باشد یا مسطح
وقتی
تو هیچ کجای آن نیستی؟!!
"رضاکاظمی"